تقرير بحث السيد الخميني للاردبيلى
391
تقريرات فلسفه امام خمينى ( شرح منظومه ) ( فارسى )
ثابت و وجههء تغير به طرف عالم متغير باشد ، بلكه يك حقيقت است كه هم ثابت و هم متغير است با جهت ثبات خود به عالم ثابت مربوط است و با جهت تغير خويش به عالم متغير مرتبط است و با جهت قدم به عالم قديم مربوط است و با جهت حدوث به عالم حادث مرتبط است و لذا واسطهء بين حادث و قديم است . و چون فلك الافلاك دائماً در حركت مىباشد و موجوداتى را كه در جوف اوست و مواد عالم عناصر را به حركت درآورده و زير و رو مىكند اختلاط و نضج حاصل مىشود و استعدادات براى استفاضه از فيضى كه عقل اول ازلًا و دائماً به حركت فلك دارد ، مهيا مىشود و آنها به واسطهء تكميل لياقت و موقعيت و قابليت ، اخذ فيض مىنمايند . بلى قبلًا گفتيم : صدور كثير از واحد ممكن نيست ولى استضائه و استفادهء امور مختلفه به اندازه لياقت خود ، از شىء واحد ممكن است . اين مسلك مشائين در جواب از دو اشكال بود . تقرير مجدد از پاسخ صدر المتألهين اما مسلك آخوند كه به حركت جوهريه قائل است اين است كه ايشان علاوه بر حركت افلاك ، قائل به حركت در ذات و جوهر هر چيزى است كه هر برگ و سنگ و خاك و حيوان و انسانى ، يك حركت مخصوص به خود دارد . و به عبارت ديگر : هر يك از اين موجودات جزئيه ، زمان جزئى مختص به خود دارند ؛ زيرا زمان عبارت از امتداد حركت است ، يعنى اجزاء زمان با حركت منطبق است و از آن منتزع مىشود و چون هر چيزى حركت دارد ، پس هر چيزى زمان دارد ؛ گرچه زمان ، زمان جزئى باشد . خلاصه ما مىبينيم هر وجودى از اين موجوداتى كه مشاهَد ماست زمان صغر و طفوليت و زمان شباب و زمان كهولت و پيرى و فرسودگى دارد ؛ چه جماد يا نبات و يا انسان باشد . البته تأثير حركت افلاك بر روى عالم اجسام زمينى و گذشتن شب و روز در